در اصفهان غذاهاي سنتي بسياري مورد استفاده هستند كه برخي از آنها مربوط به شهرهاي ديگر اصفهان بوده اند و يا در شهرهاي ديگر ايران نيز رواج داشته و دارند. در اين ميان برياني و خورش ماست معروف ترين غذاي اصفهان مي باشند. همچنين ساير غذاهاي اين شهر چنين مي باشند: آش سماق، كله جوش كه ازغذاهاي ايلات اصفهان است، سرگنجشكي، كوكو قندي، قيمه ريزه، آش ماش و قمري، يخنه ترش، ماش و زردك، اوماج سركه و چغندر، نخود و آب.
معروفترين رهآورد اصفهان گز است. گز يك نوع شيريني است كه با گز انگبين يا ترنجبين شكر بادكا و مغز پسته، بادام، فندق يا گردو و سفيده تخم مرغ و گلاب ساخته ميشود و در آن در از هيچ ماده شيميايي استفاده نميشود. از ديگر رها آوردهاي اصفهان مي توان به صنايع دستي به ويژه قابهاي خاتم كاري و ميناكاري، پارچه هاي قلمكاري شده و آثار مختلف قلمزني اشاره نمود.
اين شهر به عنوان يكي از كلان شهرهاي ايران داراي محله هاي بسياري هست كه برخي از آنها بسيار قديمي و همراه با بافت سنتي مي باشند. تعدادي از محله هاي قديمي هنوز به همين نام پا برجاي مي باشند. برخي از محله هاي قديم و جديد اصفهان چنين نام دارند:
به علت وجود بافت قديمي و معماري زيباي شهر اصفهان، خانه هاي قديمي بسياري در اين شهر وجود دارد. برخي از اين خانه ها امروزه توسط ميراث فرهنگي بازسازي شده و بصورت موزه درآمده است. همچنين برخي از اين سراهاي قديمي با تغيير كاربري در حال استفاده مي باشد. تالار تيموري (موزه تاريخ ملي) به عنوان موزه تاريخ ملي، توحيدخانه به عنوان دانشكده معماري دانشگاه هنر اصفهان و عمارت ركيب خانه به عنوان موزه هنرهاي معاصر اصفهان مورد استفاده و بهره برداري است. خانه هاي: حاج رسولي ها، شيخ الاسلام، خانه مشروطه (اصفهان)، خانه حاج مصورالملكي، يداللهي، قدسي، نيلفروشان، مجتهدزاده، حقيقي، داويد(داود)، سوكياس، مارتا پيترز، پطروس، سرتيپي، منعميان، وثيق انصاري، بهشتيان، اعلم و قزويني ها از خانه هاي قديمي و ديدني اصفهان مي باشند. همچنين بتازگي بدست زوجي ايراني و غير اصفهاني خريداري و بازسازي شده كه باعث حفظ و بقاي آن گشته است. اين خانه داراي سابقه اي پانصد ساله مي باشد كه ابتدا به عمه شاه عباس تعلق داشته است. موقعيت اين اثر تاريخي در نزديكي مسجد جامع اصفهان و حمام شيخ بهايي است كه در مركز بافت تاريخي شهر قرار گرفته است.
پل چوبي، پل شهرستان، پل مارنان، سي و سه پل يا پل الله ورديخان و پل خواجو[۲۷]
بازار اصفهان، بازار قيصريه اصفهان يا بازار صفويه يا بازار سلطاني، بازار شاهي يا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بيدآباد، بازار ريسمان، بازار غاز، بازارهاي معروفي اطراف ميدان نقشجهان: بازار مسگرها، بازار هنر، بازار تركشدوزها، بازار كلاهدوزها، بازار لوافها و بازار آهنگرها
مسجد علي، مسجد امام، مسجد حكيم، مسجد حاج محمدجعفر آبادهاي، مسجد عليقليآقا، مسجد قطبيه، مسجد ايلچي، مسجد آقا نور، مسجد ركن الملك، مسجد سيد، مسجد رحيم خان، مسجد صفا، مسجد ذوالفقار، مسجد خان، مسجد شيخ لطف الله، مسجد مصري، مسجد جمعه، مسجد لنبان و مسجد مقصودبيك


اصفهان داراي ۸۱۶ مسجد، ۹۳ تكيه و حسينيه و همچنين ۱۴۴ عبادتگاه اسلامي است. [۴۶] مسجد امام، مسجد سيد، مسجد جامع و مسجد مصلي از جمله معروفترين و قديميترين مساجد اصفهان به حساب ميآيند.
امامزادههاي: دوقلو شريف، شاهزاده ابراهيم طوقچي، جوربران شمالي، باباقاسم، زينبيه، شمس الدين از زيارتگاه محسوب مي شوند.
اصفهان داراي بيش از ۱۰ سينما به نامهاي: سپاهان، خانواده (چهارباغ)، قدس، فلسطين، ايران، ساحل، الگو:سينمافرشچيان،الگو:سينمامهتاب-سينما فرهنگيانسينما ملك شهر، نجف آباد، كاشان، شاهين شهرو..... مي باشد. مجموع ظرفيت اين سينماها برابر با ۷۳۰۰ نفر مي باشد. همچنين دهها سالن نمايش و همايش نيز در اصفهان وجود دارند كه برخي از آنها به صورت خصوصي اداره مي شوند.
برخي از نگارخانههاي اصفهان را نيز مي توان چنين نام برد: نگارخانه زاينده رود، نگارخانه بدرالسما، نگارخانه سايه، نگارخانه كوثر و نگارخانه كلاسيك.
در اصفهان بيشتر از بيست كتابخانه و حدود سي سالن مطالعه در كنار بيست فرهنگسرا فعاليت دارند. كه معروفترين آنها به اين ترتيب است:
همچنين در بيشتر مناطق شهري و به كوشش شهرداري مناطق سالنهاي مطالعه جهت استفاده عمومي ساخته شده است كه برخي از آنها به شرح ذيل ميباشند:
روزنامههاي نسل فردا، اصفهان امروز، اصفهان زيبا و نصف جهان از روزنامههاي محلي ميباشند و همچنين نزديك به يكصد هفته نامه، ماهنامه و فصلنامه در اصفهان به چاپ مي رسد.
مردم اصفهان به طور عمده فارسي زبان و از ساكنان استان اصفهان واستانهاي همجوارمي باشند. البته بعد از جنگ تحميلي شمار زيادي از ساكنان منطقه هاي جنوب كشور به ويژه خوزستان به اصفهان مهاجرت كردند كه بخش قابل توجهي از آنان نيزدر شاهين شهرو فولادشهر زندگي مي كنند.
مردم اصفهان به زبان فارسي و لهجه اصفهاني صحبت مي كنند. از ويژگيهاي لهجه اصفهاني اضافه كردن حرف « س » به آخر واژگان مي باشد، كه به جاي واژه « است » استفاده ميشود.
اسلام دين نخست شهر محسوب مي شود ولي از سده هاي پيش ارامنه، يهوديان و ساير اقليتهاي مذهبي نيز در شهر زندگي مي كرده اند. جلفا كه در جنوب اصفهان قرار گرفته منطقه اي است كه بيشتر ارمني نشين مي باشد و از منطقه هاي خوب شهر نيز قلمداد مي شود.
از دوره قبل از اسلام، چيزي به جز بقاياي آتشكدهاي در كوه آتشگاه، اكتشافات اندكي در تپه اشرف و همچنين پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانيان) بجا نماندهاست كه از ميان آن سه، تنها بناي برپا و برجا پل شهرستان است.
بيشتر آثار تاريخي بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامي است. آثاري از تمامي دورههاي تاريخي پس از اسلام بجا ماندهاست اما بويژه آثار دو دوره باشكوه از تاريخ اصفهان يعني دورهٔ سلجوقي و دورهٔ صفوي برجستگي ويژهاي دارد، كه هر كدام داراي ويژگيها و سبك معماري يگانه خود است.
معماري سلجوقيان - كه بويژه در مسجد جامع نمود مييابد - ساده و بيپيرايه اما با ظرافت فراوان است. از ويژگيهاي ديگر معماري اين دوره سكوت و درونگرايي به دور از هر گونه جلوهگري آن است. بجاي آنكه بيننده تحت تأثير آني آن قرار گيرد، آرام آرام زيبائي و عظمت اسرار آميز آن را در جاي خود احساس ميكند. برخلاف معماري و هنر دوره صفوي كه توجه به جلوههاي رنگ و نور و چشمگيري و درخشندگي از ويژگيهاي آن است. آرامگاه ملكشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملك از آثار تاريخي اين دوره در شهر اصفهان ميباشد.
عصر صفوي، عصر كمال و شكوفايي نبوغ معماري و شهرسازي در ايران است. هنرمندان شهر جلفاي آذربايجان اوج شكوه معماري ايران را رد اصفهان به نمايش گذاشتن زيباترين و با شكوهترين آثار معماري ايران در همين دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندي چون محمدرضا و علي اكبر اصفهاني آفريده شد. در زمان شاه عباس اول صفوي پايتخت از قزوين به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مركز امپراتوري صفوي قرار داشت و نسبت به قزوين به خراسان نزديك تر بود. موقعيت جفرافيايي اين شهر موجب افزايش سرعت عكسالعمل شاه در مقابل تهديدات ازبكان و عثمانيان بود.شاه عباس بدون ايجاد تفييرات عمده در بخش قديمي شهر، بخشهاي جديدي را به آن افزود. ميدان نقش جهان، دولتخانه و خيابان چهارباغ در كنار بخشهاي قديمي شهر ساخته شدند. از ويژگيهاي مهم در شيوهٔ معماري اين دوره، علاوه بر استحكام و زيبايي ساختار، درخشش بيان است. در آثار اين دوره تابش رنگ و نور، و جذابيت سطوح و شكوه چشمگير آنها، احساس زيبائي خيره كنندهاي در بيننده ايجاد ميكند و طنين رنگها و سطوح مكرر كاشيهاي درخشان به منظرهاي شفاف، مجرد و روحاني تبديل ميشود. معماري اين دوره از لحاظ وسعت و كارآيي، بسيار متنوع است و در تمامي ابعاد حيات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مردم حضوري زنده و پويا دارد. باشكوهترين مساجد، عظيمترين ميدانها، زيباترين پلها و خيابانها، بزرگترين بازارها، مدرسهها، و كاروانسراها در اين عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج كمال هنري، استحكام و كارآيي و بعضي چنان باشكوه و زيبا و كامل، كه گاهي نميتوان باور كرد كه انساني ناچيز آن را پديد آورده باشد.